رویین تنی
یسمه نعالی
اخيلوس پسر ثتيس وپله پادشاه ميريميدن ها ومشهورترين قهرمان يونان كه نام او در ايليادواديسه همر جاودان گرديده است؛ وفق برخي از روايات؛ مادر وي پس از تولد اورا دررود خانه ستيكس افكند واز اين روي همه اعضاء او بجز پاشنه وي كه در دست مادرش بود ،رويين تن وخستگي ناپذير گرديد.
اريستوكلس( افلاطون) در رساله مهماني خود ترجمه مرحوم محمد علي فروفي در صفخه ۲۶ در خصوص آشيل آورده است:"اما داستان آشيل چنان است كه مادرش او را به راستي آگاه ساخته بود كه مرگش با مرگ هكتور وابسته است واگر اورا نكشد عمر درازي خواهد كرد ولي آشيل مي دانست كه پس از مرگ هكتور چندان زنده نخواهد ماند.براي آن كه هكتور دوستش پاتروكلوس را ناجوانمردانه كشته بود.پس او به خونخواهي دوست خود شتافت واو را كشت وخود نيز پس از وي زنده نماند.پس به پاداش اين حسن صداقت خدايان زياده از حد بر آلكستيس وي را گرامي داشته واو را به جزيره ي رستگاري فرستادند وملت يونان هم به جزاي آن كه صديق خود را عزيزتر از همه چيز وكس دانست وجان شيرين را در راه فداكاري وعشق باخت؛وافتخار را بر تارك وي نهادند."
اودر جنگ تروا نيز پس از مغلوب كردن هكتور كسي ياراي آن را نداشت كه جسد ويرا از او پس بگيرد و بر اساس تضرع پريام پير؛ پيكرهكتور بازكردانيده شد؛ اندكي بعدپاريس پسر ديگر پريام ورباينده هلن‘" زيبا روي افسانه اي يوناني ومسبب نبردهاي سنگين تروا" آنگاه كه اخيلوس قصد ازدواج با (خواهرش) پوليكس دختر پريام را داشت پاريس به اتهام خيانت تيري به پاشنه اوزد وويرا كشت وپاشنه آشيل از اين روي ضرب المثل گرديده است.شرح كلي اين داستان در كتاب "فرهنگ اساطير يونان وروم اثر پير گريمال ترجمه بهمنش جلد 1 صفحه 365 آمده است.
چنانچه عزيزاني بخواهند اطلاعات عيني وعملي بيشتري از داستان مذكور داشته باشندمي توانند فيلم "نبرد تروا" را مشاهده نمايند.
به هر حال خدايان يونان واين قصه مخلوق ذهن وخلاقيت هومر مي باشد.كارل پوپر گفته است خدايان يونان خيلي خوشبختند وبايد از هومر متشكر باشند زيرا آنان را جاودانگي بخشيده است.
مشابه چنين افسانه هائي نيز در شاهنامه جكيم فردوسي احياگر زبان وادبيات وتاريخ ايران در مورد رستمقهرمان ملي وافسانه اي ايران،سوگند سياوش،آسيب پذيري چشم اسفنديار،چوب گز ،كودكي زال وسيمرغ وغيره ديده ميشود.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 15:33 توسط حاجتعلی قلی پور
|