نبوت
امام فخر رازی در کتاب معالم می گوید:انسان یا ناقص است و پایین ترین مراتب را دارد و یا به اندازه ی ذات خود کامل است، ولی توان کامل کردن دیگران را ندارد و یا در حد ذات خود کامل است و قادر به کامل ساختن دیگران هم هست که ایشان پیامبران هستند که در مرتبهء عالی قرار دارند. از سوی دیگر، کامل بودن و به کمال رساندن دارای دو اساس نظری و عملی است و بالاترین درجهء کمال قابل تصور در اساس نظری، شناخت خداوند است و بالاترین کمال قابل تصور در اساس عملی، اطاعت خداوند است. حال، کسی که درجه های کمالش از این اساس بالاتر است، درجه های ولایت او کامل تر است و هر کسی که به کمال رساندن دیگران را بر این اساس بهتر داشته باشد، درجه های نبوتش تکمیل تر است.
با توجه به این موارد باید بدانیم که در لحظهء تولد محمد "ص" دنیا لبریز از کفر و شرک و بدکاری بود و یهودیان به راه باطل می رفتند و در تشبیه و دروغ بستن به پیامبران و تحریف تورات به آخر رسیده بودند. مسیحیان نیز در اثبات تثلیث و تحریف انجیل غلو می کردند. پیروان مذهب زرتشت هم سرگرم اثبات دو خدا و درگیری همیشگی این دو خدا بودند و در ازدواج بین محارم به نهایت رسیده بودند. عربها بت پرست بودند و در نهب و دزدی در حد نهایتش بودند و به طور خلاصه،دنیا از کارهای باطل لبریز بود. هنگامی که محمد "ص" به پیامبری مبعوث شد و برای دعوت مردم به دین حق شتافت، دنیا از سوی باطل به سوی حق رو آورد.
و ازدروغ به راستی و از ظلم به نور رو کرد و نمادهای کفر باطل شدند و بساط این نادانی ها از بیشتر نواحی دنیا رخت بربست. زبانها به یگانگی خدا رو آورد و خردها نیز با شناخت خدا روشن شد و مردم تا حد امکان از دوستی دنیا به دوستی مولا برگشتند. اگر رسالت پیامبر غیر از به کمال رساندن ناقصان بر اساس های عملی و نظری نباشد، دیدیم که این اثر با آمدن محمد "ص" ظهور یافت و تأثیر آن کامل تر از ظهور موسی و عیسی بود. آگاهیم که وی، سرور پیام آوران و رهبر برگزیدگان است.